نقره داغ شدن آمریکا در جنگ با ایران
تارنمای هیل با اشاره به آسیبپذیری اقتصادی آمریکا نوشت: ایالات متحده باید درسهای عبرت زیادی از نحوه ورود دولت دونالد ترامپ به جنگ ایران بگیرد.
به گزارش پارسینه به نقل از ایرنا، این تارنمای آمریکایی نوشت: درسهای زیادی از نحوه ورود دولت ترامپ به جنگ با ایران میتوان آموخت. از جمله این که بدون انجام دیپلماسی پیش از آغاز درگیری برای جلب متحدانی که حمایتشان ممکن است در طول و پس از درگیری مورد نیاز باشد، جنگی را آغاز نکنید. نکته دیگر، پیشبینی و آمادهسازی احتمالات در مورد نحوه واکنش دشمن در میدان جنگ و خارج از آن است.
هیل در این گزارش با اشاره به رویکرد تخاصمی دولت ترامپ حتی در قبال تنوع بخشی انرژی و استیصال این دولت در نتیجه بسته شدن (مدیریت تردد) تنگه هرمز نوشت: یکی از مهم ترین درسهایی که روزانه با بسته شدن مداوم تنگه هرمز توسط ایران به مردم آموخته میشود، این است که انرژی می تواند به عنوان یک سلاح مورد استفاده قرار گیرد.
این گزارش افزود: در جهانی که انرژی یک سلاح است، امنیت انرژی و مقرون به صرفه بودن آن به تنوع بخشی در منابع انرژی نیاز دارد. بسیاری از کشورها این موضوع را درک میکنند و به دنبال افزودن منابع جدید، و به طور عمده انرژیهای تجدیدپذیر، به ترکیب انرژی خود هستند. اما رئیس جمهوری آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوری خود، به انواع تنوع، از جمله در نحوه تولید انرژی در آمریکا، حمله کرده است.
هیل با اشاره به ادعای دولت ترامپ درباره سلطه انرژی ایالات متحده به عنوان یکی از اهداف کلیدی خود افزود، دولت ترامپ با این حال، این هدف را نه با گسترش منابع تأمین انرژی آمریکا، بلکه با محدود کردن آن دنبال کرده است.
این گزارش خاطرنشان کرد: دولت ترامپ دشمن انرژیهای تجدیدپذیر است و به شدت از سوختهای فسیلی و از سرمایهگذاریهای جدید در انرژی هستهای حمایت میکند. این دولت به شدت برای متوقف کردن پروژههای انرژی تجدیدپذیر در حین و قبل از ساخت و ساز اقدام کرده است.
هیل خاطرنشان کرد: تازه ترین مثال از این موضوع، که در جریان بسته شدن تنگه هرمز رخ داد، فشار دولت ترامپ بر شرکت انرژی فرانسوی توتال برای انصراف از یک پروژه انرژی بادی فراساحلی برنامه ریزیشده در ساحل شرقی ایالات متحده است. در عوض، دولت آمریکا تقریباً یک میلیارد دلار از هزینههای امتیاز پروژه بادی را که شرکت توتال به خزانهداری ایالات متحده پرداخت کرده است، بازپرداخت می کند و به این شرکت اجازه می دهد تا این وجوه را در پروژههای سوخت فسیلی در تگزاس سرمایهگذاری کند.
این رویکرد ممکن است یک بُرد برای تگزاس باشد، اما به ضرر شبکههای برق کارولینای شمالی و سایر ایالتهایی است که میتوانستند از انرژی پروژه بادی فراساحلی توتال استفاده کنند.همچنین برای تنوع بخشی به صنعت انرژی ایالات متحده ضرر است.
این رسانه آمریکایی نوشت: پیشبینی میشود تقاضای برق تا سال ۲۰۳۰ میلادی ۲۵ درصد و تا سال ۲۰۵۰ میلادی ۷۸ درصد افزایش یابد که تغییر قابل توجهی نسبت به دهههای گذشته است.
تامین این تقاضا مستلزم ساخت ظرفیتهای جدید تولید برق زیادی است. پروژههای خورشیدی و بادی اکنون حتی بدون یارانه، برق را با هزینه کمتری در هر مگاوات ساعت نسبت به نیروگاههای جدید زغال سنگ یا گاز طبیعی تولید میکنند. این شکاف در طول دهه گذشته به طرز چشمگیری افزایش یافته است و هیچ نشانهای دال بر معکوس شدن این روند مشاهده نمی شود.
اقتصاد و مردم آمریکا در دهههای آینده به انرژی بسیار بیشتری نیاز خواهند داشت و آن را تقاضا خواهند کرد. بهترین راه برای تأمین این تقاضا به طور ایمن و مقرون به صرفه، از طریق یک سیاست انرژی شامل «همه موارد فوق» خواهد بود.
به دولت ترامپ توصیه میشود که از درسهای تنگه هرمز برای کنار گذاشتن خصومت خود با انرژیهای تجدیدپذیر استفاده کند و مانند تگزاس، رویکرد «همه موارد فوق» را برای ارتقای توسعه، امنیت و مقرونبهصرفه بودن انرژی برای آمریکا بپذیرد.
در همین پیوند، روزنامه نیویورک تایمز نوشت: اکنون یک قطب چهارم قدرت جهانی بهسرعت در حال ظهور است که قدرت جدید آن از کنترلش بر مهمترین گلوگاه انرژی در اقتصاد جهانی یعنی تنگه هرمز ناشی میشود. در سالهای اخیر، تصور رایج در ژئوپلیتیک این بود که نظم جهانی به سمت سه قطب قدرت ایالات متحده، چین و روسیه در حال حرکت است. این دیدگاه بر این فرض استوار بود که قدرت عمدتاً از مقیاس اقتصادی و توان نظامی ناشی میشود.
این روزنامه آمریکایی افزود: اما این فرض دیگر معتبر نیست. اکنون یک قطب چهارم قدرت جهانی بهسرعت در حال ظهور است، ایران که از نظر اقتصادی یا نظامی با آن سه کشور قابل مقایسه نیست. در عوض، قدرت جدید آن از کنترلش بر مهمترین گلوگاه انرژی در اقتصاد جهانی، یعنی تنگه هرمز، ناشی میشود.
تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران از بامداد روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد؛ این اقدام در حالی صورت گرفت که مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجیگری برخی کشورهای منطقه در جریان بود.
جمهوری اسلامی ایران در پی آغاز تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، پاسخی قاطع، هدفمند و متناسب به این اقدام ارائه داد. در چارچوب این پاسخ مشروع، مواضع نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی در شهرهای مختلف فلسطین اشغالی و همچنین پایگاهها و مراکز استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه با حملات موشکی، پهپادی و هوایی دقیق هدف قرار گرفت.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده اند این عملیاتها در چارچوب حق ذاتی دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد و با هدف بازدارندگی، جلوگیری از تداوم تجاوز و تحمیل هزینه به متجاوزان انجام شده است. جمهوری اسلامی ایران هشدار داده است که هرگونه تداوم یا گسترش تجاوز، با پاسخی شدیدتر و گستردهتر مواجه خواهد شد.
ارسال نظر