فرسایش اهرمهای فشار غربی و تغییر الگوی قدرت در منطقه
برخلاف ادعاهای رسانهای غربی که سعی دارند با القای بحران، اعتماد بازار را سلب کنند، آمارهای واقعی نشاندهنده یک «تابآوری اقتصادی» بیسابقه در منطقه است. رشد ۴۲ درصدی صادرات نفت طی تنها چهار هفته، ثابت میکند که اقتصاد منطقه (از جمله ایران) قادر است با تغییر سریع ساختارها، اثرات شوکهای اولیه را خنثی کند.
به گزارش پارسینه و به نقل از تجارت ایده آل، این بازگشت جریان، نشاندهنده این است که «سیاستِ گرسنگی» و «محاصره کامل» دیگر کارآمد نیست؛ چرا که بازار جهانی، به جای انتظار برای فروپاشی، به سمت «سازگاری با واقعیتهای جدید» حرکت کرده است.
ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر امکان ضربه زدن به سایتهای زیرزمینی (مانند کوه تیشه) یا استفاده از قدرت نظامی برای کنترل تنگه هرمز، بیش از آنکه «تهدید» باشد، نشاندهنده «بیاثری ابزارهای سنتی» است.
وقتی مقامات ارشد واشنگتن (مانند معاون رئیسجمهور) از واژه «جنگ» پرهیز کرده و آن را یک «مناقشه کوچک» مینامند، در واقع در حال «تغییر روایت برای کاهش فشار روانی» هستند. این نوع ادبیات نشان میدهد که آنها از شدت و ابعاد درگیریهای میدانی با جبهه مقاومت (که در سطوح مختلف از لبنان تا دریای سرخ فعال است) به فرسایش رسیدهاند.
تلاش برای دور زدن تنگه هرمز توسط رقبای منطقهای (عربستان و امارات)، نه تنها تهدیدی برای ایران نیست، بلکه در بلندمدت باعث میشود که «اهرم فشار تنگه هرمز» از یک ابزار بلاتکلیف به یک ابزار «مستدل و کنترلشده» تبدیل شود. ایران با حفظ توان عملیاتی در این گلوگاه، قدرت بازدارندگی خود را در برابر رقبایی که در حال تقسیم بازار هستند، حفظ میکند.
در حالی که رقبای منطقهای در حال صرف هزینههای گزاف برای ساخت زیرساختهای جایگزین (مانند خطوط لوله ینبع و فجیره) برای کاهش وابستگی به هرمز هستند، جبهه مقاومت با تکیه بر «جایگزینهای چندجانبه» (از مسیرهای زمینی تا قدرت دریایی در مدیترانه و دریای سرخ)، نشان داده است که امنیت اقتصادی و نظامی خود را به یک گلوگاه یا یک مسیر واحد گره نزده است.
این یعنی در حالی که دشمن برای «فرار از فشار» در حال ساختن راه فرار است، جبهه مقاومت در حال «تثبیت حضور» در مسیرهای اصلی است.
تحولات اخیر نشان میدهد که جهان در حال عبور از دوران «تکقطبیگری در مدیریت بحران» است.
هرچه فشار دشمن برای دور زدن اهرمهای جغرافیایی (مانند هرمز) بیشتر شود، تنها نتیجه آن، «غیرقابلکنترل شدن» بیشتر این اهرمها و کاهش تدریجی توانایی غرب برای مدیریت بحرانهای منطقهای خواهد بود.
ارسال نظر